تبليغاتX
ملينا
كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي كه من اين واژه را تا صبح معنا مي كنم هر شب....

-بنده ي من نماز شب بخوان که يازده رکعت است...
- خدايا! خستـه ام، نمـيتوانم نيمه شب يازده رکعت بخوانم!
- بنده ي من! قبل از خواب اين سه رکعت را بخوان...
- خدايا! سه رکعت زياد است!
- بنده ي من! قبل از خواب وضو بگير و رو به آسمان کن و بگو
- خدايا! من در رختخواب هستم و اگر بلند شوم، خواب از سرم ميپرد!
- بنده ي من! همان جا که دراز کشيده اي تيمم کن و بگو يا الله...
- خدايا! هوا سرد است و نمـيتوانم دستانم را از زير پتو بيرون بياورم!
- بنده ي من! در دلت بگو يا الله، ما نماز شب برايت حساب ميکنيم.....

بنده اعتنايي نميکند و مـيخوابد.....
- ملائکه ي من! ببينيد من اين قدر ساده گرفته ام، اما بنده ي من خوابيده است. چيزي به اذان صبح نمانده است، او را بيدار کنيد، دلم برايش تنگ شده است،امشب با من حرف نزده است...
- خداوندا! دو بار او را بيدار کرديم، اما باز هم خوابيد...
- ملائکه ي من! در گوشش بگوييد پروردگارت، منتظر توست...
- پروردگارا! باز هم بيدار نمـيشود!
اذان صبح را مـيگويند، هنگام طلوع آفتاب است...
- اي بنده! بيدار شو، نماز صبحت قضا مـيشود...
خورشيد از مشرق سر برمـي آورد. خداوند رويش را برمـيگرداند.
ملائکه ي من! آيا حق ندارم که با اين بنده قهر کنم؟
واي نه ... !
خداي مهربونم..... با منم قهري.....؟؟!
ولي باز هم خدا بنده اش رو مي بخشد
و باز هم ... !
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 3 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام

خوبید؟؟؟؟؟

نه که این وبلاگ خیلی بازدید کننده داره......

گفتم خبر بدم نمیام که کسی نگران نشه....

توجهههههههههه

گوش کنید خبر مهم:

من تا اخر خرداد نمیایم ......

خوب دیگه هر چی نباشه امتحان نهایی که هست.....

امیدوارم موفق بشم مثله همه ی شماهاکه قراره موفق شید...

حالا دوستان عزیزم که میان اینجا جای خودشون رو دارن.....اینم برای اونامنظورم یه دسته گل بزرگ بود...

دلم براتون تنگ میشه......

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386ساعت 10 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 شهادت جانسوز امام حسين (ع) و يارانش را به تمامي عاشقان ان حضرت تسليت عرض مي كنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 5 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

صبحها كه مي شود عصا زنان خودشان را به نيمكت ها مي رسانند و ارام و بي صدا كنار هم مي نشينند و بي حرف و گفت وگو به سالهاي دور مي روند به روزهاي جواني.... به وقتي كه رنگ موهاشان سپيد نبود..... به روزگاري كه سرشار از زندگي بودند..... حالا بازنشسته اند تنها دلمشغولي اي كه دارند گوش كردن به صداي كلاغهاست كه گاهي خلوت پارك را بر هم مي زند. روز ها كارشان اين است كه اينجا بنشينند و به صداي پاي زمان گوش فرا دهند يك روز ديگر هم گذشت. بي هيچ حادثه اي ... بي هيچ اميدي...و وقتي بازنشسته مي شدند هيچ كس به انها نگفته بود كه اين قدر تنها مي شوند هيچ كس نگفته بود كه بايد باقي عمر را با حقوق نا چيزي كه مي گيرند با هزاران دغدغه سپري كنند هيچ كس نگفته بود كه بايد خودشان را از چشم فاميل پنهان كنند مبادا مجبور باشند پذيراي مهماني باشند هيچ كس نگفته بود كه چطور با 115هزار تومان خوشبختي شان را با عروس و داماد و نوه قسمت كنند هيچ كس نگفته بود با اين حقوق نا چيز نبايد بيمار شد...نبايد سكته كرد....و فراموشي گرفت....فقط همه گفته بودند مبارك است!!! بازنشسته شديد.. بالاخره راحت شديد... مبارك است!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 6 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
تا امروز فقط وبم یه رابط بود یه وسیله برای اینکه شعر های دیگران رو به شما منتقل کنم ولی دیگه

 نمی خوام از شما ها دور باشم

نمی خوام دوستان فکر کنند عاشق دلباختم

فقط می خوام از این به بعد با شما ها راحت باشم

میخوام حرفهای دلم رو بگم.......

..و اين هم حرف دلم.....

                                                 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 3 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T