تبليغاتX
ملينا
كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي كه من اين واژه را تا صبح معنا مي كنم هر شب....
بدجوری وصف حال!

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

برای گم کردن خویش
رها شدن از کم و بیش
برای در خود گم شدن
جدا از این مردم شدن

بهانه ی گریه می خوام
بهانه ی فریاد زدن
بیا تو باش ای مهربان
بهانه ی گریه ی من

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته

از من دیگه هیچی نمونده
یه قصه ام صد باره خونده
امروز هوا هوای گریه س
گونه هامو بارون پوشونده

ابر غمم بارون نمی شه
درد سکوت درمون نمی شه
بخون برام از پشت شیشه
درد سکوت درمون نمی شه

از روزگار دلم گرفته
از این تکرار دلم گرفته
دلم می خواد گریه کنم
بارون ببار دلم گرفته36

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت 11 قبل از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
کاش یک روز دلم

با خودش یک دل یک رنگ شود

تا که اقرار کنم :

گاه گاهی دل من

دوست دارد که برای تو فقط تنگ شود

می زند شور دلم

گاه برای تو فقط

دوست دارد نگرانت باشد

و برای گذر از هر خطر و حادثه ای

دیده بانت باشد

این دل و دغدغه من

تو ولی راه به دشواری دل من می بندی

بی خبر می گذری

و به دلتنگی من می خندی!!

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم خرداد 1388ساعت 8 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

وقتي مي بوسه تو رو ياد من مي افتي هيچ وقت؟

وقتي نازت مي كنه ياد من مي افتي هيچ وقت؟

وقتي گل ميده بهت ياد ميخكام مي افتي؟

وقتي زل زدي بهش ياد شكلكام مي افتي يا كه نه؟

ياد من مي افتي هيچ وقت يا كه نه؟

ياد من مي افتي هيچ وقت ؟

وقتي گريه مي كني سرت و بغل مي گيره؟

وقتي مي خندي بهش واسه خندهات ميميره؟

وقتي با هم ديگه ايد كنار هم اينور و اونور

وقتي چشم غره ميري واسه چشمات ميزنه پر پر؟َ

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه؟

تو رو روچشماش ميذاره يا كه نه؟

وقتي آهنگي كه با هم مي شنيدم و گوش ميدي يادم مي افتي؟
اونجاهايي كه با هم رفتيم ميري يادم مي افتي؟

وقتي دوستاي قديم و مي بيني از من مي پرسي؟

خيلي دوست دارم بدونم كه حالت چطوره راستي؟
هنوز عكسام و نگه داشتي يا نه؟
هواي طوطي مونو داشتي يا نه؟
ياد من مي افتي هيچ وقت؟
وقتي گريه مي كني سرت و بغل مي گيره؟
وقتي ميخندي بهش براي خندهات ميميره؟
وقتي دلگيره ازت تو رو مي بخشه مثل من؟

واسه خندوندن تو ميكشه نقشه مثل من؟
تو رو دوست داره مثل من يا كه نه؟
اشكات رو تنش مي باره يا كه نه؟
تو رو دوست داره مثل من يا كه نه؟

تو رو رو چشماش ميذاره يا كه نه؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 3 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
خدایا کمکم کن.......

دارم دیوونه میشم!!!

سرم داره منفجر میشه.........

اخه چرا این جوری شد....

کمکم کن خدااااااااااااااااااااااااااا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 6 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

                عشق؟؟؟؟؟!!!! 

هر چي فكر مي كنم يا به مغزم فشار ميارم اين واژه رو ناشناخته مي بينم

بعد از رفتنت ديگه حتي اين واژه رو نمي شناسم

برگرد تا دوباره اين واژه  را بشناسم

اخه احساس مي كنم  وقتي بياي دلم ديگه تنگ نيست

دلم ديگه تنها نيست

دلم ديگه بهونه گير هم نيست

وقتي حرفت رو مي زنند دلم مي لرزه  دلم ميخواد تو رو تو بغلم داشته باشم

با اينكه از اون سال ها 26 سال مي گذره

و تازه من حتي تو رو نديدم نميدونم

چه جوري اين قدر دل تنگم

امشب شبه سالگردته

ولي من هنوز قبول نكردم تو رفتي

وقتي مي گم يه روز مي ياي

همه ميگن:« از فكر و خيالات بيا بيرون »

من مي دونم اخر يه روز مي ياي

به همه ثابت ميكني زنده اي

مي گي اين سال ها زنده بودي و الكي سالگرد مي گرفتن

بيا دلم برات تنگ شده بيا.......

مي دونم همه ي حرفها مو مي فهمي

مي دونم داري مي بينيم

پس چرا اين قدر زجرم مي دي

هميشه خنده ات كه تو قاب عكس رو ديواره تو ذهنمه

من وقتي سر قبرت هم ميرم

بازم باورنمي كنم كه تو رفتي

اخه مگه تو هم جوون نبودي اخه چرا؟ مگه تو ارزو نداشتي ؟

دلم برات تنگ شده ... تو رو به خدا حداقل امشب بيا تو خوابم

تو رو خدا قسمت دادم........

 

                    و من هنوز منتظرم...                    

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 8 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
امروز ان قدر دلم گرفته بو د

از شانسی هم که نداریم

هر چی نوشتم یه دفعه همش پرید

واقعا که خدا وقتی واسه ادم بد می اره پشت سر هم می اره

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 11 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

 

كوهكن

          ازپس درهاي قرون

                                   نرم واهسته بيا

 بيستون تو منم

                       سينه ام پهنه ي كوهستان است

 تيشه ات را بنواز

                       بردل خسته ي اين سنگ صبور
+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 12 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T