تبليغاتX
ملينا
كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي كه من اين واژه را تا صبح معنا مي كنم هر شب....
قبل از ازدواج

 خواب تا سر ظهر

 سفر بي اجازه

خوردن غذاهاي مادر بي منت

 يك شيفت كار بي جر و بحث

 تفريح وقت و بي وقت

اموزش تار و سنتور و سه تار و...

گرفتن پول تو جيبي از بابا

بعد از ازدواج

 بيدار شدن زود تر ازخورشيد

رفتن به حياط با اجازه

 خوردن غذاهاي سوخته با منت

 كار كردن در شرايط سخت

 سر زدن به فاميل خانوم

 اموزش بچه داري و شستن ظرف

 دادن كل حقوق به خانوم

نتيجه گيري

 سحر خيز شدن

 معتبر شدن

 تقويت معده

ورزيده شدن

 مهربون شدن

 همدردي با زن ها

 مستقل شدن

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 3 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
قبل از ازدواج
داشتن روحيه اي بشاش
ايستادن در صف سينما و استخر
رفتن به ديزين و اسكي
خواندن شعر و رمان
حرف بي محاسبه زمان
كم اوردن روز هاي هفته براي تفريح و سرگرمي
بعد از ازدواج
چاق و افسرده و منزوي
ايستادن در صف شير و گوشت
تعطيلات= شست وشوي خانه و لباس 
نوشتن داستان پرنده در قفس
اتهام به پرحرفي حتي براي 10دقيقه
در حسرت رفتن به پارك سر كوچه

نتيجه گيري
امادگي بدن در روز هاي سخت
اموزش ايستادگي
پر شدن اوقات فراغت
شهرت باد اورده
حفظ عضلات صورت
امنيت و اطمينان كامل

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مهر 1385ساعت 1 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

برنامه روزهایی که دانش اموز ها فرداش امتحان دارن :

صبح ساعت ۹ با زور مامانه بلند میشن

تا ساعت ۱۰ دارن صبحونه می خورن

 تا۰ ۱ و نیم برنامه ریزی می کنن

۱۰و نیم تا ۱۱ونیم  درس می خونن

۱۱و نیم تا ۱۲ استراحتشونه (خوب خسته شدن دیگه)

۱۲ تا ۱و نیم ناهار می خورن

۱و نیم تا ۳ می خوابن ( اخه صبح تا حالا درس می خونن )

۳ تا ۴ عصرونه می خورن

۴ تا ۴و نیم برنامه ریزی می کنن

۴و نیم تا ۵و نیم درس می خونن

۵و نیم تا ۶ استراحته دیگه

۶تا ۷ دوباره درس می خونن

یه ربع به ۷ سرد درد شدید می گیرن (اخه خیلی درس خوندن)

تا ۸ ان قدر حالشون بد میشه باید سرم بزنه

۸تا ۹ ونیم شام میخورن

۹ تا ۱۲ بکوب می خونن (اخه فردا نا سلامتی امتحان دارن امشب شبه امتحانه)

تازه اخر شب می گن : مامان منو  صبح ساعت ۵ بیدار کن

برنامه روز های امتحان:

ساعت ۵ صبح از خواب بلند می شن

تا ۹ حتی صبحونم نمی خورن

۹ تا ۹وربع صبحونه می خورن (تازه زیاد هم وقت گذاشتن )

۹و ربع تا یه ربع ۱۰ دوره می کنن

تا ۱۰ هم حاضر می شن  

تا ۱۰ وربع می رسن مدرسه

اخه ۱۰ ونیم امتحان شروع میشه

حالا بعد از امتحان:

وای ی ی ی ی ی ..... چقدر سخت بود........  من تا ساعت ۱۲ درس می خوندم صبح هم ۵ بلند شدم

 اخه این چه امتحانی بود..... خدا بگم طراح سوال رو چکار کنه(بیچاره طراح سوال های بدبخت)

حالا تو خونه:

مامان نمی دونی چی بود اصلا سوال ها تو کتاب هم نبود(حالا همه سوالها کپی کتاب بوده ها)

مامانه : الهی دورت بگردم خیلی سخت بود.........

(تازه پر رو روش کم نمی شه که....... امروز واسه فردا لای کتاب هم باز نمی کنه)

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 1 بعد از ظهر
  به قلم: ملینا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T